۱۳۹۰ مرداد ۲۹, شنبه

دچار آبی دریای بیکران



حس رفتن دارم. شرق مرا به خود می‌خواند. اما آماده نیستم برایش. می‌ترسم، هر روز ماندن در خاک امریکا آمادگی‌ام را کمتر کند. اما امروز شرق مرا به خود می‌خواند.

هشت‌کتاب می‌خوانم. مسافر...

- چرا گرفته دلت، مثل آنکه تنهایی
- چقدر هم تنها!
- خیال می‌کنم
دچار آن رگ پنهان رنگها هستی.
- دچار یعنی
-                عاشق
- و فکر کن که چه تنهاست
اگر که ماهی کوچک، دچار آبی دریای بیکران باشد.

موسیقی

Prelude & Parvaz
Axiom of Choice
Iran - USA

موسیقی

Evanescent 
Axiom of Choice
Iran - USA

۱۳۹۰ مرداد ۱۹, چهارشنبه

نگاههای پر از درد

این سفر آخر وقتی در کیتو بودم یک‌بار به خانه‌ی فرهنگ در مرکز شهر رفتم که دو نمایشگاه عکس داشت. اولی در محوطه‌ی آزاد، نمایشگاه عکسهای عالی از ماچوپیچوی پرو، و دومی نمایشگاه عکس درباره‌ی جنگ، که خیلی تاثیرگذار بود و آدم را تا مدتی گیج می‌کرد. نمایشگاه از آثار عکاسی بود از کسانی که بر اثر انفجار مین دچار نقض عضو شدند. در یکی از سالنها، در یک سمت عکس از انواع مین‌ها بود با اطلاعات کشورهای سازنده‌شان، و روبروی آنها، تصویر انسانهای درد کشیده‌ای که حتی در جنگ شرکت نداشتند. تصویر زنان و مردان و کودکانی از افغانستان، کامبوج، کلمبیا، عراق، سومالی... تصاویر سیاه و سفید چاپ شده در قطع بزرگ که انگار توی روح آدم رسوخ می‌کرد و کاری می‌کرد آن نگاههای پر از درد هیچوقت از ذهنت بیرون نروند.
امروز از صبح به یاد آن تصاویر و آن نگاهها بودم.

موسیقی

ًRolling in the Deep
Adele
England

اینکا

حتما نام اینکا به گوشتان خورده، امپراطوری عظیمی که بر مناطق کوهستان آند و اطراف آن حکومت می‌کرد. مرکز حکومت اینکاها شهر کوزکو بود که مرکز اداری، سیاسی و دفاعی حکومتشان محسوب می‌شد. در هنگام رویارویی با اسپانیایی‌ها، حکومت اینکا دچار مشکلات داخلی و منطقه‌ای شده بود و همین مسئله به همراه عوامل دیگر از جمله قابل دسترس بودن مراکز و شهرها، اسلحه‌های ابتدایی در مقابل باروت، و بیماریهای جهان قدیم باعث شد تا در مقابل نیروهای اسپانیایی به سرعت شکست خوردند.
قبلا درباره‌ی شهر کوزکو در این پست توضیح داده بودم و خواندن دوباره‌ی آنرا به همراه پستهای بعدیش را توصیه می‌کنم.
همانطور که در دو سه پست گذشته توضیح دادم اعتقادات اینکا مجموعه‌ای بود از اعتقادات تمدنهای پیشین. سه اصل اینکا :۱- دزدی مکن ۲- دروغ مگو ۳- تنبل مباش اساس احکام و قوانین اجتماعی را تشکیل می‌دادند.
سه چشمه نشان دهنده‌ی سه اصل اینکا. جزیره‌ی خورشید، بولیوی
خورشید در اعتقادات اینکا اهمیت اساسی داشت و منشاء زندگی محسوب می‌شد. اینکاها به تناسخ اعتقاد داشتند. بزرگان اینکا و افراد منتخب پس از مرگ مومیایی می‌شدند. اجساد سایر مردگان را نه در زمین بلکه در غارها، یا در بالای کوه و به صورت نشسته دفن می‌کردند تا به خورشید و گرمای آن نزدیک باشند. افراد غیر اینکا یا رانده شده، در زمین دفن می‌شدند تا در سرما و تاریکی جاودانه بمانند. در جایی خوانده بودم که اینکاها اجساد مومیایی شده را در مراسم خاص از مدفنشان بیرون می‌آوردند، لباسهای زیبا به آنها می‌پوشاندند و آنها را در شهر می‌گرداندند، شاید به این دلیل که می‌خواستند آنها را در زندگی خود شریک کنند. وقتی اینکای مهمی می‌مرد، اجساد مومیایی شده را هم به میدان شهر کوزکو می‌آوردند تا در مراسم تدفین اینکای تازه متوفی شرکت کنند.
سلسله مراتب اینکا به ترتیب اهمیت به این صورت بود: در راس همه امپراطور اینکا قرار داشت، پس از او افراد با نفوذ که می‌شود به آنها سران مذهبی هم گفت، کسانی که مسئول مراسم مذهبی از جمله قربانی کردن انسان و حیوان بودند، پس از آنها هنرمندان و معماران قرار داشتند و همین اهمیت باعث شده که آثار متحیر کننده از آن دوران به‌جا بماند. البته در این طبقه، فرماندهان نظامی نیز قرار داشتند. پس از آنها کشاورزان، و در آخر بردگان.
معماری اینکا به طور قطع مهمترین اثر به جا مانده از آن تمدن بزرگ است. علاوه بر اینکه این آثار متحیر کننده بدون استفاده از ابزار معمول در دنیای قدیم ساخته شده‌اند، طراحی پازل مانند دیوارها نیز باعث شگفتی بیننده می‌شوند. سنگهای ساختمانی به طوری شکسته می‌شدند تا در همدیگر چفت بشوند و به اینصورت دیوارها بالا می‌رفت.

ماچوپیچو، پرو
چرا باید از ماچوپیچو دیدن کنید؟
ماچوپیچو یا به قول محلی‌ها ماچوپیکچو یا شهر گمشده، یکی از نمونه‌های نادر معماری اینکاست که در دوران تسخیر اسپانیایی‌ها از دید آنها پنهان ماند و در سال ۱۹۱۱ میلادی توسط باستانشناس امریکایی هیرام بینگهم کشف شد. البته آثار یافت‌شده در آنزمان برای تحقیق و بررسی به دانشگاه ییل Yale منتقل شد و عدم بازگشت آنها باعث تیره شدن مناسبات کشور پرو با امریکا گردیده.
با اولین نگاه به محلی که شهر ماچوپیچو قرار گرفته، می‌توان به دقت نظر اینکا در انتخاب محل مناسب برای بنا کردن شهرهایشان پی برد. اگر با دقت به تصویر نگاه کنید می‌توانید نیمرخ یک انسان (به صورت خوابیده) را در کوههای احاطه کننده‌ی شهر ببینید. این مسئله به هیچ‌وجه اتفاقی نیست و در اغلب شهرهای مهم اینکا به اشکال مختلف مانند پوما و یا عقاب تکرار شده، که در دوران پس از اینکا با گسترش شهرها از طرح اولیه خارج شده.
معبد خورشید، مکان مقدس شهر ماچوپیچو
سنگی که به عنوان ساعت نجومی استفاده می‌شد و مسیرهای شمال و جنوب و روزهای مهم سال خورشیدی را به طور دقیق نشان می‌دهد. راهنمای ما همچنین اعتقاد داشت که سنگ یاد شده انرژی خاصی دارد و می‌تواند به انسان قدرت ماورایی بدهد.
اهمیت آب در تمدن اینکا باعث شده که چشمه‌ها با معماری چشمگیری تزیین بشوند. در واقع نمی‌شود چشمه‌ای را در حالت طبیعی در منطقه یافت.

معماری ماچوپیچو به اندازه‌ی معماری شهرهای اطراف و خصوصا کوزکو بی‌نقص نیست. در واقع می‌شود گفت معبد خورشید شهر کوزکو بهترین مثال در ظرافت معماری اینکاست و شهر ساکسای‌وامان در نزدیکی کوزکو بهترین مثال درباره‌ی عظمت معماری آنهاست. اما همانطور که گفتم، اهمیت ماچوپیچو در دست‌نخورده بودن شهر تا زمان ورود باستانشناس‌هاست که به محفوظ ماندن اصالت آن کمک کرده.

نحوه‌ی شکستن سنگها برای استفاده در دیوارها
سه پنجره. مکان مقدس در ماچوپیچو

ویدئوی ساخته شده توسط نشنال جئوگرافی درباره‌ی ماچوپیچو را از اینجا ببینید

۱۳۹۰ مرداد ۱۸, سه‌شنبه

تمدنهای کوههای آند

کلمه‌ی دقیق آنرا نمی‌دانم، که پادشاهی می‌گویند و یا حکمرانی. مناطق مختلف امریکای جنوبی در طول زمان حکمرانان متعددی به خود دیده‌اند، که باستانشناسان امروز با توجه به آثاری که از آن زمان به‌جای مانده می‌توانند نحوه‌ی زندگی آنان را تخمین بزنند.

قبلا توضیح دادم که امپراطوری اینکا که مناطق بسیار وسیعی از جنوب کلمبیا تا شمال شیلی و آرژانتین را در بر داشت، نتیجه‌ی تکامل تمدنهای پیشین بود که البته تنوع بسیاری داشتند. چند گروهی که من بیشتر با آثار آنها برخورد کردم واری Huari تیواناکوTihuanacu پوکارا Pucara و مویسکا Muisca بودند که البته به این تعداد محدود نمی‌شوند.

گروه واری (به انگلیسی Wari نوشته می‌شود) مناطق کوهستانی و ساحلی جنوب پرو را در بر می‌گرفت که امروزه آب و هوای بسیار خشک و بیابانی دارد و تصور اینکه در گذشته محل کشت و زرع بوده مشکل به نظر می‌رسد. اتفاقا پروژه‌ی باستانشناسی که در جنوب کشور پرو کار می‌کردیم روی مرز محدوده‌ی این تمدن با تمدن تیواناکو بود و کار حفر و تحقیق ما نشان می‌داد که آب و هوای منطقه در طی چند صد سال تا چه حد تغییر کرده. یک توضیح کوچک بدهم که در کار باستانشناسی، باید لایه لایه از خاک برداشته شود به طور مثال اگر روی یک زمین صد متری کار می‌کنید برداشت اولیه باید طوری باشد که در سر تا سر این زمین خاک یکرنگ باشد که نشان دهنده‌ی یک دوره‌ی تاریخی است و پس از آن حفاری ادامه پیدا می‌کند تا به رنگ دیگر برسید و تمام اشیا و نمونه‌هایی از خاک به دست آمده باید به دقت طبقه بندی و انبار شوند. کار در منطقه‌ی توراتا در جنوب پرو از این جهت برای ما آسان بود که تاریخ فوران آتشفشان در نزدیکی آن محل را می‌دانستیم و وقتی به سطح خاکستر آتشفشانی رسیدیم می‌توانستیم تاریخ اشیاء بالاتر و پایین‌تر از این لایه را تخمین بزنیم. به هر صورت، ذرات میکروسکپی از خاک بدست آمده در زیر سطح خاکستر دارای ذرات گرده از گیاهان گوناگونی بود که زمانی در این منطقه موجود بودند. واری‌ها که اغلب از اقوام کچوا بودند، از طریق کشاورزی طبقه طبقه در مناطق شیب‌دار استفاده می‌کردند که این روش پس از آنها توسط اینکاها به تکامل رسید. واری‌ها سیستمی شبیه به باج و خراج درست کرده بودند و مالیاتی که مردم عادی به قشر حاکم پرداخت می‌کردند صرف جنگ و مراسم مذهبی می‌شد و به مردم برنمی‌گشت و بعدها جزو قوانین حکومتی اینکا قرارگرفت. همچنین روشی ابداعی برای سرشماری مایملک خود داشتند که به طور گسترده توسط اینکاها استفاده می‌شد.

تیواناکوها ( در انگلیسی Tiwanaku نوشته می‌شود) گروهی بودند که از بیش از هزار سال پیش از میلاد در غرب کشور بولیوی و شمال شیلی تمدن خود را سر و شکل دادند و اغلب آیمارا بودند. همانطور که در مطلب مربوط به قوم آیمارا توضیح دادم تیواناکوها روشی در معماری به کار بردند که بعدها توسط اینکاها استفاده شد. در واقع در زمان کشورگشایی اینکا تیواناکو همچنان بر منطقه حکومت می‌کرد و مغلوب اینکا شد. این شکست باعث شد اعتقادات و زبان اینکا (کچوا) بر منطقه تحمیل شود و بسیاری از آثار تمدن تیواناکو از بین برود. از نظر کشاورزی، تیواناکو روشی در کشاورزی ابداع کرده بود که امروزه به آن سوکا کوژو suka kollus می‌گویند و نوعی حفاری کانال و آبیاری است که کاری طاقت‌فرساست ولی بازدهی زمین را به طرز قابل توجهی بالا می‌برد.

پوکارا در واقع تمدن پیش از تیواناکو و واری بود که آثار بسیار محدودی از آن دوران به جا مانده.

مویسکا تمدنی بود که در قسمتهای شمالی و کلمبیایی امروزی حکومت می‌کرد و کاملا با حکومتهای وقت مانند واری، تیواناکو و بعدها اینکا متفاوت بود. اگر در آن نوع حکومتها عده‌ای به عنوان افراد برتر بر مردم منطقه حاکم بودند، مویسکا به صورت هم‌پیمانی گروههای مختلف اداره می‌شد و یک حاکم مطلق نداشت. این گروهها در برابر دشمنان مشترکشان متحد می‌شدند و منافع اقتصادی در بینشان مشترک بود. اهمیت دوران مویسکا، به جز سیستم حکومتی‌اش، در بهره‌برداری و ساخت اشیاء مسی، طلا و جواهرآلات بود که از مصارف روزانه تا مراسم مذهبی و جنگ استفاده می‌شد و البته این نمایان بودن ثروت باعث شد تا منطقه به تاراج اسپانیایی‌ها در بیاید و تا آخرین رییس قبیله توسط اسپانیایی‌ها کشته شود. قسمت بزرگی از آثار مویسکا توسط مهاجمین غارت شد و داستان کشتی‌های اسپانیایی مملو از طلا و جواهر که در جنگ با رقبای خود در دریای کاراییب غرق شدند هنوز بر سر زبانهاست. همچنین معدن نمک و ذغالسنگ که امروزه کلمبیا از آنها بهره برداری می‌کنند باقی‌مانده از دوران مویسکاست.
اثر کوچکی باقیمانده از دوره‌ی مویسکا که همپیمانی گروههای مختلف را نشان می‌دهد. موزه‌ی طلا در بوگوتا کلمبیا
اشیا ساخته شده از طلا که در هنگام جنگ و یا شکار و مراسم مذهبی استفاده می‌شد. موزه‌ی طلا، بوگوتا کلمبیا

۱۳۹۰ مرداد ۱۷, دوشنبه

موسیقی

Que He Sacado Con Quererte
Violeta Parra
Chile




* سالیان سال به این موسیقی اما اجرای Mercedes Sosa از آرژانتین گوش می‌ دادم. امروز که به موسیقی اصلی دست پیدا کرده‌ام حس غریبی دارم.

موسیقی

Lo Unico que tengo
ساخته Victor Jara
آواز Violeta Parra
Chile

موسیقی

La Partida
ساخته‌ی Victor Jara
اجرا توسط Inti Illimani
Chile

موسیقی

La Exiliada del Sur
به افتخار Violeta Parra
Inti Illimani
Chile

موسیقی

Sicuriadas
Inti Illimani
Chile

۱۳۹۰ مرداد ۱۴, جمعه

اقوام کوههای آند: کچوا

 امروزه کچوا به گروه بسیار بزرگی از ساکنین مناطق کوهستانی آند در امریکای جنوبی اطلاق می‌شود. کچوا مجموعه‌ی قبایل بسیاری را در بر می‌گیرد که از جنوب کلمبیا تا شمال آرژانتین و شیلی امتداد دارند. البته نام کچوا در تمام این مناطق استفاده نمی‌شود به طور مثال در اکوادر کیچوا، در کلمبیا اینگا و در پرو روناکونا نامیده می‌شوند. وجه مشترک این قبایل که تنوع آنها به یک میلیون می‌رسد زبان کچوا است که با وجود تغییرات مختلف همچنان تکلم می‌شود، اما این جمعیت هنوز خود را یک قوم واحد نمی‌داند.
لباس محلی منطقه کاپاچیکا پرو
لباس محلی جزیره‌ی آمانتانی پرو 
لباس محلی جزیره‌ی تاکیله پرو
لباس محلی در بازار محلی موکه‌گوئا پرو
لباس محلی منطقه اتاوالو اکوادر
اینکاها کچوا بودند. آنها کچوا صحبت می‌کردند اما همزمان دشمنانی داشتند که زبانشان کچوا بود. زبانشناسان بر این اعتقاد هستند که کچوا در زمان حکومت اینکا به مناطق دیگر مانند اکوادر و بولیوی و کلمبیا کشیده شد. تا جایی که من برخورد داشته‌ام کچواها قوم مغروری هستند و به گذشته‌ی خود افتخار می‌کنند. آنها به اقوام دیگر منطقه فخر می‌فروشند و خود را بازماندگان راستین اینکا می‌دانند، این در حالی‌ست که در دفاع از حقوق سیاسی و منافع اقتصادی خود با مشکل مواجه هستند و نمایندگانی مقتدر در کشور خود ندارند. در واقع اعضای بسیاری از اقوام کچوا در زادگاه خود، پرو، همچنان برای مالکیت زمین دست و پا می‌زنند و از طرفی روز به روز عرصه را خالی می‌کنند و راهی شهرهای بزرگ و به‌خصوص لیما می‌شوند. این در حالی‌است که در سالهای اخیر، اقوام بومی در کشورهای اکوادر و بولیوی به حقوق بیشتری دست‌یافته‌اند و دولتهای این کشورها برنامه‌های مناسبتری برای حفظ حقوق و سنتهای این اقوام ارائه داده‌اند.


۱۳۹۰ مرداد ۱۲, چهارشنبه

اقوام کوههای آند: آیمارا

اقوام مختلفی پیش از ظهور اینکا در مناطق کوهستانی امریکای جنوبی حضور داشتند. این قومهای گوناگون سنگ بنای تمدن باشکوه اینکا بودند که برخی از آنها تا به امروز آداب و مراسم و زبان خود را حفظ نموده‌اند. این پست به شرح مختصر برخی از آثار و آداب و سنن قوم آیمارا اختصاص دارد.
آیمارا Aymara جمعیت باقیمانده از تمدنهای ساکن غرب بولیوی، جنوب پرو و شمال شیلی، قرنهای متمادی ساکن کوهستانهای آند بود و تحت سلطه‌ی اینکا و پس از آن اسپانیایی‌ها درآمد. آنها گروه بزرگی از قبایل متفاوت بودند که توسط اسپانیایی‌ها به نام آیمارا خوانده شدند. امروزه آیمارا زبان‌ها اکثرا در اطراف دریاچه‌ی تی‌تی‌کاکا ساکن هستند.

خانمهای آیمارا در چوکیتو پرو
خانمهای آیمارا در لاپاز بولیوی
انسانشناسان معاصر بر این عقیده هستند که تاثیر آیمارا بر اینکا و اینکا بر آیمارا به یک اندازه بوده. همانطور که اینکاها در روش زندگی و کشاورزی و اعتقادات آیمارا اثرگذار بوده، به همان نسبت از فرهنگ و خصوصا معماری آنها تاثیر گرفته. از مهمترین آثار معماری به جا مانده از آیمارا می‌توان به معبد تیواناکو در بولیوی اشاره کرد. قدمت معبد تیواناکو (Tihuanaco به اسپانیایی و Tiwanaku به انگلیسی) به سال سیصد بعد از میلاد برمی‌گردد و باستانشناسان آنرا زیربنای معماری اینکا می‌دانند. روشهای به کار رفته در کنده‌کاری چهره‌ی خدایان و همچنین استفاده از روش پازل برای محکم کردن سنگها به یکدیگر بدون استفاده از ملات به یکدیگر چفت می‌شدند و در مقابل زلزله مقاوم بودند بعدها در معماری کم‌نظیر اینکا به کار گرفته شد.


ستاره‌ای که به صلیب آند و یا صلیب اینکا شهرت دارد و نماد گوناگونی فرهنگهای پیشین این منطقه است نیز در واقع از روی نماد تیواناکو کپی شده بود.

دروازه‌ی خورشید یکی از قدیمی‌ترین و با اهمیت‌ترین تقویم‌های سال خورشیدی‌ست که از این دوران به جا مانده و قوم آیمارا هنوز هم مراسم خاصی در طلوع اولین صبح زمستان (اول تیرماه در نیمکره‌ی شمالی) در این منطقه به‌جا می‌آورند.این مراسم با قربانی کردن لاما همراه است و خون حیوان برای برکت بخشیدن به محصولات کشاورزی به زمین تقدیم می‌شود.


در سفرم به این منطقه بخت با من یار بود و به طور اتفاقی در مراسم جشن و شادمانی آیماراها در شهر چوکیتو حاضر بودم. چوکیتو در زمان قدیم مرکزیت قوم لوپاکا، شاخه‌ای از آیمارا را در برداشته و هنوز هم مکان خاصی برای اجرای مراسم محسوب می‌شود. جشن چندین روز پیاپی ادامه دارد و با موسیقی و رقص و نوشیدن فراوان آبجو همراه است. جمعیت، زن و مرد در دایره‌های متعدد گردهم می‌آیند و با حالتی چرخشی می‌رقصند. جعبه‌های آبجو در میان هر دایره قرار گرفته و بطری به همراه تنها یک لیوان در جمع می‌چرخد. هر کس برای خودش مقداری آبجو می‌ریزد، می‌نوشد، ته‌مانده‌ی آنرا تقدیم مادر زمین می‌کند و لیوان و بطری را به نفر بعد تحویل می‌دهد و رقص دایره‌وار بدون توقف ادامه دارد. 


گروه منحصر به فردی از آیماراها در جزیره‌های شناور اورو Uru ساکن هستند که جزیره‌های محل زندگی خود را با دست می‌سازند و هرساله آنرا ترمیم می‌کنند. ساکنین این جزایر از یکنوع علف دریایی که در دریاچه‌ی تی‌تی‌کاکا می‌روید بسته‌هایی با قطر سه متر را به یکدیگر می‌بندند و تقریبا هر روز علف بیشتری روی سطح جزیره می‌ریزند. آنها همچنین خانه و قایقهایشان را از همان‌ نوع علف می‌سازند و از طریق ماهیگیری گذران زندگی می‌کنند. البته امروزه صنعت گردشگری این جزایر را به کل تصرف کرده و روش زندگی این گروه را برهم زده. مردم این جزایر برای خوشحال کردن توریستها اشعار مسخره‌ی فیلمهای امریکایی می‌خوانند و در واقع بازیچه‌ی راهنماهای تورها شده‌اند، اما هنوز توریستهای بسیاری به این منطقه می‌روند تا با جزیره‌های شناور و دست‌ساز آشنا شوند.









به قدمت یک اعتقاد

کلیسا
پستو، کلمبیا

عکاسی امپرسونیستی؟

غروبی متفاوت
اروگوئه

۱۳۹۰ مرداد ۱۰, دوشنبه

فضای بیرونی موزه‌ی لارکو
لیما، پرو

امپراطوریهای قدیم قاره امریکا

تمدنهای  پیشین امریکای لاتین که اسمشان به گوش ما خورده، آزتک، مایا و اینکا، تمدنهایی بودند که با ورود اسپانیایی‌ها عمرشان به پایان رسید. آزتکها در منطقه‌ی مرکزی مکزیک مستقر بودند، مایاها در جنوب مکزیک و کشورهای گواتمالا، بلیز و هندوراس. اینها آخرین تمدنهای امریکای مرکزی بودند که مجبور شدند با اسپانیایی‌ها مقابله کنند. از این دو، آزتکها به سرعت شکست خوردند، علت: بیماری‌های دنیای قدیم که به آنها مصونیت نداشتند، اسلحه‌های دست‌ساز، نداشتن زره و تجهیزات دفاعی  و نهایتا اختلاف قدیمی با دیگر حکومتهای منطقه‌ای. اما در واقع بزرگترین عامل شکست آزتکها بار روانی مواجهه با اسلحه‌ی گرم، بیماریهای ناشناخته و موجوداتی مثل اسب و سگ بود.  مایاها، که خبر تار و مار شدن آزتکها به گوششان رسید برای مقابله آماده شدند. آنها مهارتهای خاصی داشتند، و با پنهان شدن در بین شاخه‌های جنگلی و استفاده از تیرهای کوچک زهرآگین که با گذاشتن یک نی توی دهانشان شلیک می‌کردند، تا مدتی پیروز میدان بودند. خصوصا اینکه گرما و رطوبت شدید جنگلهای منطقه اسپانیایی‌ها را مجبور به درآوردن زره سنگینشان می‌کرد و مایاها یکمرتبه مثل شبح جلویشان ظاهر می‌شدند. مقاومت مایاها در طول یک قرن در هم شکست. بومیان امریکاُ نود درصد جمعیت خود را بر اثر بیماریهای جهان قدیم از دست دادند.
اینکاها بر بزرگترین منطقه‌ی امریکای جنوبی، از جنوب کلمبیا تا میانه‌ی شیلی و آرژانتین حکومت می‌کردند. آنها به علت داشتن مسیرهای ارتباطی بسیار خوب، به راحتی برای اسپانیایی‌ها قابل دسترس بودند و به سرعت مغلوب شدند. اسپانیایی‌ها داستانهای بسیاری از رشادتهای نیروهای خودشان در مقابل اینکاها نوشته‌اند و به قولی، رستم‌پروری کردند ولی در سالهای اخیر باستانشناسها به این نتیجه رسیدند که علت شکست اینکاها یاغی‌گری و نافرمانی مناطق تحت سلطه‌شان بوده که با اسپانیایی‌ها دست همکاری دادند و نه تنها همه‌چیز را از دست دادند، بلکه در تاریخ نوشته شده‌ی اسپانیایی‌ها هم جایی پیدا نکردند.
اینکاها حد کمال تمدنهای امریکای جنوبی بودند و باید به این نکته توجه کرد که فرمانده‌ی اینکا بودن موروثی نبود. کسی نمی‌توانست به علت داشتن پدرِ صاحب منصبِ اینکا، خود به خود یک اینکا باشد. اینکا بودن تلاش و مهارتهای بسیاری می‌طلبید و مسئولیت سنگینی بود. فرد اینکا نه تنها می‌بایست جنگ‌آور و شجاع می‌بود  بلکه به مهارت در هنر و معماری، ستاره‌شناسی و پزشکی نیاز داشت. جمجمه‌های بدست آمده در حفاریهای باستانشناسی، حکایت از موفقیت جراحی‌های مغز در زمان اینکا می‌کند.
هر کدام از این امپراطوریها که بر میلیونها انسان حکومت می‌کردند، نتیجه‌ی تکامل تمدنهای پیشین خودشان بودند و یکمرتبه و بدون مقدمه بوجود نیامده‌اند. همچنین اعتقادات و مراسم متفاوتی داشتند و نمی‌شود همه‌شان را مشابه فرض کرد.
تصمیم دارم مدتی را صرف مطالعه و انعکاس تاریخ این تمدنها کنم. چند پست آینده را به تمدنهای پیش از اینکا و خود اینکاها اختصاص می‌دهم.