۱۳۹۷ مرداد ۲۹, دوشنبه

نه سال پیش در چنین روزی!

نه سال پیش در چنین روزی در سانتیاگوی شیلی، محو تماشای شباهت این شهر به تهران بودم و کوههای آند رو که خیلی شباهت به توچال خودمون داشتن تمجید می‌کردم. 

یهو یادم اومد پاییز چقدر خوبه، چقدر دلم پاییز می‌خواد

وای دیشب که رفتم تو بالکن و نسیم خنک بهم خورد
اصلا دنیا یهو عوض شد
همه‌چی ملایم شد
همه‌چی نرم شد
همه‌چی خوب بود
تا اینکه دوستم گفت شاخص آلودگی هوا اومده رو ۱۳۵ 😐

آیا من باعث شده‌ام که کسی از شما از رفتن پشیمون بشه؟

من غلط کرده باشم! نه آقا! من مخالف موندن یا رفتن هیچکس نیستم. همیشه هم گفته‌م که اگر موقعیتی براتون پیش اومد که برای مدتی برین یه کشور دیگه، از این موقعیت استفاده کنین. هر ایرانی باید یکی دو سال بیرون از ایران زندگی کنه تا خیلی چیزا بیاد دستش. چیزایی که با حرف و قصه و نصیحت درست نمی‌شن. 
نصیحتم فقط اینه، یه جوری برین که پل پشت سر خودتون رو خراب نکنین، راه برگشت برای خودتون باقی بگذارین. از اون مهمتر، راه رفتن دیگران رو خراب نکنین. این مورد دوم خیلی دیده شده‌ها. یه گندی نزنین که کل یه سیستم تعطیل بشه و آدمهایی که به اون موقعیت در کشوری دیگه نیاز دارن ازش محروم بشن. 

مهاجرت هر کسی یه دنیا داستان و بالا و پایین داره. مهاجرت آسون نیست، مهاجرت معکوس هم آسون نیست. اما داستان کس دیگه رو داستان خودتون نکنین. نگین چون فلانی رفت می‌رم و چون فلانی برگشت می‌مونم. داستان خودتونو پیدا کنین و خوب بسازینش. چه اینجا، چه غیر اینجا. انقدر هم به اونایی که رفتن هم سرکوفت نزنین و گناهکارشون نکنین. شما از سختی‌هایی که اونا توش هستن خبر ندارین. اینم قابل توضیح دادن نیست. 

اما دلم پیش اونهاییه که این مدت خون دل خورده‌ن تا کارشون رو جور کنن و به یه طرفی برن، و الان با این قیمت ارز و بگیر و ببندها و هرج و مرج و بالا رفتن قیمت بلیطها، کل سرمایه‌شون از بین رفته. دلم پیش اونهاست که یه گند اقتصادی سردمداران مملکت تمام امید و آرزوشون رو پکونده. و چقدر زیادن اینها... چقدر زیاد و نا پیدا...

۱۳۹۷ مرداد ۲۶, جمعه

تا کی باید این تکرار، تکرار بشه؟

نادیا می‌گفت یه جوونی میاد روی پشت بوم روبرو، سیگار روشن می‌کنه. هیچ کاری نمی‌کنه. فقط می‌شینه و سیگار دود می‌کنه. آروم سیگار دود می‌کنه و به دود خیره می‌شه. در حالی که نشسته و هیچ کاری انجام نمی‌ده.
هر روز همین رو انجام می‌ده. شاید حتی تمام روزش همین رو انجام بده. هر روز....

این تصویر داره تکرار می‌شه. هر روز. روی پشت بومی توی هر خیابون... این تصویر داره تکرار می‌شه. هر روز توی نگاه جوونی می‌شه ته کشیدن جوونی رو دید. ته کشیدن امید. ته کشیدن زندگی. 

و انقدر زیاده که نمی‌بینیم. از کنارش می‌گذریم. چون به دیدنش عادت کردیم. 

۱۳۹۷ مرداد ۲۴, چهارشنبه

نمردیم و به یه درد خوردیم!

این لحظاتی که می‌فهمم برای بعضیا الگو شدم،
برای حواس پرتی، برای تصمیمای عجیب غریب، برای خل بودن!
این لحظات خیلی ملکوتیه!!