۱۳۸۹ آذر ۱۳, شنبه

مخلفات و مخارج!

دوستی درباره مخلفات سفر و مخارج سئوال فرمودند. عرض شود که منظورتان از مخلفات را نمی‌فهمم. خلاصه‌ی ماجرا یک کوله پشتی‌ست، یک لپتاپ و دو پاسپورت! در ارزانترین مکان ممکن سکونت می‌کنم، حتی‌الامکان مدت بیشتری در هر شهر می‌مانم تا مخارج رفت و آمد کمتر بشود. سعی می‌کنم مشغول به کار بشوم، کارهای خدماتی، مثل الان که در پذیرش هاستل کار می‌کنم. هاستل را نمی‌دانم می‌شناسید یا نه. با هتل فرق دارد. هاستل مجموعه‌ایست از اتاقهایی که با دیگران شریک می‌شوید. در اتاق ممکن است بین دو تا دوازده تخت باشد. بسته به اقبالتان هم‌اتاقی‌های متفاوتی نصیبتان خواهد شد. بعضی خروپف می‌کنند، بعضی به حمام اهمیت نمی‌دهند و بوی جورابشان یا حتی خودشان اتاق را برمی‌دارد، بعضی در حالت مستی به اتاق می‌آیند و سر و صدا می‌کنند. اما سر و صدا و باقی قضایا تنها بعد منفی ماجرا هستند. پیدا کردن دوستان بی‌نظیر و شنیدن خاطراتشان به همه دردسر ها می‌ارزد. واقعیت این است که در هاستل می‌توانی افرادی شبیه خودت پیدا کنی. کسانی که عاشق سفرند، به هتلهای مجلل اهمیتی نمی‌دهند، به اتاق مشترک و حمام عمومی خرسندند تا هزینه باقی ماندن در محل را برای چند ماه دیگر تامین کنند. درباره نا امنی اگر فکر می‌کنید، باید بگویم در این چند سال اقامت هاستلی که تجربه‌ی ناخوش‌آیندی برای من پیش نیامده. شنیده‌ام که بعضی‌ها به کیفشان دستبرد زده شده. اما تابحال درباره‌ی خطر جانی یا ناموسی (!) چیزی نشنیده‌ام. واقعیت این است که اکثرش بستگی به خود فرد دارد، که محیط مناسبی انتخاب کند، و مراقب خودش باشد.
حساب سرانگشتی بخواهی در بوگوتا اگر مراقب جیب خود باشی در روز بین بیست تا چهل دلار خرجت می‌شود. هاستلها اغلب روی دوازده دلار می‌چرخند. باقیش می‌شود خرج خورد و خوراک و آبجو و ... اینجا همه‌اش بستگی به خودت دارد، که چگونه بخوری و بنوشی.
نمی‌دانم آیا تصور من اینچنین است یا واقعیت دارد که ایرانیها دست دارند همه عوامل کامل و بی‌نقص باشند تا از سفرشان راضی باشند. جمع‌بندی نمی‌کنم، اما خیلی‌ها هستند که از ایده‌ی هاستل حالت اشمئزاز بهشان دست می‌دهد، که چطور کسی حاضر است به چنین خفتی تن بدهد که مثلا حمامش با عده‌ای دیگر مشترک باشد. یا در اتاقی بخوابد که آدمهای غریبه‌ی دیگری در آن خوابیده‌اند. البته که هتل چهارستاره و غذای رستوران معروف و تعطیلات در ساحل خصوصی عالی‌ست. اما اگر کسی امکانات مالی چنین تعطیلاتی را نداشته باشد چرا باید خودش را از سفر محروم کند؟ و از تمام افراد و مکانهایی که می‌تواند بشناسد و از آنها لذت ببرد؟

۶ نظر:

  1. با سلام مجدد...
    دقیقن همون تصوری که داشتم.
    نمیدونم فیلم into the wild رو دیدید یا نه. ولی اون منو تحت تاثیر شدیدی قرار داده و میخوام عین شما باشم.
    اما با این پاسپورت ایرانی چیکار میشه کرد. ها؟!
    غیر از کشورهای بولیوی و ونوزوئلا و ... جایی رامون نمیدن.
    من از همین الان برنامه دارم که اگه شد، 2013 بیام آمریکای جنوبی رو دور بزنم و تا 2014 برزیل باشم برای مسابقات جام جهانی. به نظرت منطقیه؟
    مرسی از راهنمایی های شما دوست عزیز...

    پاسخحذف
  2. salam, barayeh shoma ke backpacker hastid in site kheili mofideh, vaghean bedard bokhoreh
    http://www.couchsurfing.org/

    پاسخحذف
  3. @ H@mid: این وبسایت رو می‌شناسم ولی تا بحال ازش استفاده نکردم. ممنون.

    پاسخحذف
  4. Abed @: درسته. حق داری. پاسپورت ایرانی واقعا مشکله. اما اگر مهر چند تا کشور توی پاسپورت خورده باشه کار راحت‌تر میشه. از کشورهای اطراف ایران شروع کن، ترکیه، ترکمنستان ،ارمنستان، یا کشورهایی که ویزا نمی‌خوان مثل مالزی و ... هیچی بدتر از یه پاسپورت نوی مهر نخورده‌ی ایرانی نیست!! این فیلم رو خیلی دوست دارم اما استارت سفرهای من فیلم خاطرات موتورسیکلت بود. Motorcycle diaries . اگر می‌تونی یدا کنی حتما ببین. برنامه‌ای که داری برنامه‌ی خوبیه. امیدوارم تا اونموقع وضعیت پاسپورت بهتر بشه ولی سعی کن تو این مدت یه مقدار اسپانیولی یاد بگیری. موفق باشی

    پاسخحذف
  5. اتفاقا مهر چند تا کشور دارم. از جمله امارات و استرالیا و قطر.
    امیدوارم اینطور که شما میگید باشه.
    اون فیلم رو هم حتما میگیرم و میبینم:)
    سپاس از پاسخ و توجه شما...

    پاسخحذف
  6. ها! پس این طور! اون وقت اون یکی پاسپورتتون مال کجاس؟

    پاسخحذف