ه‍.ش. ۱۳۹۳ فروردین ۱۱, دوشنبه

بازگشتها

پایم به آلمان رسید.
انگار نه انگار هشت ماه اینجا نبوده‌ام. هیچ چیز عوض نشده. همان سکوت، همان آرامش، همان فکر آزاد، که امیدوارم برای عملی کردن برنامه‌هایم ثمربخش باشد.
اینبار هم ایران را با امید به بازگشت دوباره ترک کردم، و به آن باز خواهم گشت ...

ه‍.ش. ۱۳۹۲ اسفند ۱۳, سه‌شنبه

آخرین سفر بم

بم را در حال بیماری ترک کردم. چند روز آخر آنقدر در تب و ضعف و مریضی بودم که با شهر بیگانه شده بودم. حتی وقتی جمعیت شاد و پرانرژی راهنمایان گردشگری به ارگ قدیم آمده بودند نای ایستادن در بینشان را نداشتم. اما با همان بدحالی هم می‌توانستم از فضای شادی که بر ارگ حاکم شده بود لذت ببرم. چقدر بم به چنین فضایی نیاز دارد. چقدر دلم برای این شهر می‌تپد. اینبار به شهر نگاه کردم و گفتم بم را چقدر آسان می‌توان آباد کرد، اگر همت کنیم.